۱۸۹ شب میدانداری؛ کردستان همچنان پای ایران ایستاده است
۱۸۹ شب میدانداری؛ مردم کردستان یکصدا برای ایران ایستادهاند؛ روایتی از مردمی که در روزهای سخت، میدان را خالی نکردند و با وحدت و حضور خود، به دشمن پیام روشنی دادند: همه برای ایران.
به گزارش پایگاه خبری آوانا خبر به نقل از خبرگزاری فارس استان کردستان؛
۱۸۹ شب میدانداری؛ مردم کردستان یکصدا برای ایران ایستادهاند؛ روایتی از مردمی که در روزهای سخت، میدان را خالی نکردند و با وحدت و حضور خود، به دشمن پیام روشنی دادند: همه برای ایران.
به گزارش خبرگزاری فارس از سنندج، دشمن اگرچه جنگ نظامی و فشار اقتصادی را تا آنجا که توانسته پیش برده، اما حالا که در میدان محاسبات با بنبست روبهرو شده، چشم به آشوب دوخته است؛ غافل از اینکه در ایران، یک قدرت تعیینکننده هنوز در میدان ایستاده است: مردم. ۱۸۵ شب حضور مردم در کردستان دیگر استانهای کشور، روایتی روشن از همین قدرت نرم است؛ مردمی که در کنار نیروهای مسلح و تحت هدایت رهبری، پیام روشنی دارند؛ ایران میدان را ترک نمیکند.
گاهی یک میدان، فقط چند متر فضای شهری نیست؛ میتواند به نمادی از یک روایت بزرگتر تبدیل شود.
در کردستان، میدانداری مردم طی ماههای گذشته به تصویری تکرارشونده تبدیل شده است؛ حضوری که حالا به ۱۸۵ شب رسیده و از استمرار یک مطالبه و احساس مسئولیت اجتماعی حکایت دارد.
گزارشهای منتشرشده از حضورهای شبانه در میدان آزادی سنندج نشان میدهد که این تجمعها با حضور اقشار مختلف مردم برگزار شده و حاضران بر وحدت، آرامش، استقلال و حمایت از کشور تأکید داشتهاند.
اینجا، ماجرا فقط حضور چند نفر در یک میدان نیست؛ روایت شهری است که میخواهد بگوید در روزهای سخت، جامعه میتواند خودش بخشی از خط مقدم باشد.
در معادلات جنگ، معمولاً از تعداد موشکها، هواپیماها، تجهیزات نظامی و توان اقتصادی سخن گفته میشود؛ اما همه قدرت کشورها در این اعداد خلاصه نمیشود.
قدرت نرم، همان چیزی است که دشمن نمیتواند به آسانی هدف قرار دهد.
اعتماد، همبستگی، هویت ملی، حضور اجتماعی و احساس تعلق به سرنوشت کشور، مؤلفههایی هستند که در محاسبات نظامی جایی روی نقشه ندارند، اما میتوانند نتیجه یک بحران را تغییر دهند.
۱۸۹ شب حضور در ملت ایران را میتوان از همین زاویه دید؛ تداوم حضور مردمی که در کنار همه مشکلات اقتصادی و فشارهای روزمره، مسائل امنیت ملی و سرنوشت کشور را نیز جدی میدانند.
این حضور، برای دشمنی که روی شکاف اجتماعی حساب باز کرده، یک پیام دارد: فاصله میان مردم و ایران را نمیتوان با عملیات رسانهای ساخت.
وقتی فشار نظامی، تحریم و جنگ اقتصادی نتواند آنگونه که طراحانش انتظار داشتهاند نتیجه ایجاد کند، طبیعی است که جنگ به عرصه دیگری منتقل شود؛ عرصهای که در آن، ناامیدی، اختلاف، ترس و آشوب به عنوان سلاح استفاده میشوند.
در چنین شرایطی، دشمن تلاش میکند جامعه را خسته، عصبانی و دو قطبی کند؛ مشکلات واقعی مردم را بزرگنمایی کند و از نارضایتیهای موجود، شکاف سیاسی و اجتماعی بسازد. اما درست همینجا است که میدانداری مردم اهمیت پیدا میکند.
مردم میتوانند منتقد مشکلات باشند، مطالبه داشته باشند و همزمان اجازه ندهند اعتراض و مطالبهگری به ابزاری برای ناامنسازی کشور تبدیل شود.
عددهایی که از آن سوی اقیانوس میرسند، شاید یکی از گویاترین نشانهها برای سنجش هزینههای جنگ، نگاه افکار عمومی کشور آغازکننده آن باشد.
نظرسنجی ملی دانشگاه ماساچوست امهرست که در روزهای ۲۱ تا ۲۶ اوت ۲۰۲۶ از هزار نفر انجام شده، نشان میدهد ۶۸ درصد آمریکاییها از نحوه مدیریت جنگ ایران توسط دونالد ترامپ ناراضیاند و ۵۴ درصد نیز با اقدامات نظامی آمریکا علیه ایران مخالفت کردهاند.
در همین نظرسنجی، ۵۵ درصد آمریکاییها جنگ را یک اشتباه دانستهاند و ۸۰ درصد معتقدند حمله به ایران موجب افزایش هزینه بنزین و مواد غذایی شده است. همچنین تنها ۲۳ درصد گفتهاند این جنگ آمریکا را امنتر کرده و فقط ۳۱ درصد معتقدند این جنگ مانع دستیابی ایران به سلاح هستهای خواهد شد.
حتی در پاسخ به این پرسش که آیا جنگ جهان را باثباتتر خواهد کرد، تنها ۲۶ درصد پاسخ مثبت دادهاند؛ در حالی که ۵۵ درصد درباره کاهش توان آمریکا برای واکنش به دیگر منازعات جهانی ابراز نگرانی کردهاند.
این اعداد، فارغ از هر تحلیل سیاسی، یک واقعیت را نشان میدهد: جنگ برای طراحان آن نیز بدون هزینه نیست.
در سوی دیگر این معادله، مردم ایران با واقعیت جنگ زندگی میکنند؛ با صدای انفجار، نگرانی خانوادهها و داغهایی که بر دل میماند.
در یکی از نمونههای تلخ اخیر، گزارش شده است که در حمله به مراسم عروسی در کوهستک شهرستان سیریک، شمار جانباختگان به پنج نفر و شمار مجروحان به ۶۸ نفر رسیده است.
این دست حوادث، فارغ از روایتهای سیاسی طرفین، یک حقیقت انسانی دارد: وقتی جنگ به مناطق مسکونی و زندگی مردم میرسد، قربانی نخست، انسانهای عادی هستند.
در چنین شرایطی، ایستادگی مردم معنای پیچیدهتری پیدا میکند؛ از یک سو حفظ آرامش و انسجام اجتماعی و از سوی دیگر، مطالبه امنیت و پاسخگویی به تجاوز و حمله.
قدرت دفاعی یک کشور تنها به تجهیزات نظامی وابسته نیست؛ پشتوانه اجتماعی نیز بخشی از اقتدار ملی است.
در روایت امروز ایران، مردم و نیروهای مسلح دو ضلع یک معادلهاند؛ نیروهای مسلح وظیفه دفاع و پاسخ به تهدید را بر عهده دارند و جامعه با حفظ آرامش، انسجام و حضور مسئولانه، پشتوانه اجتماعی این دفاع را شکل میدهد.
در این میان، نقش رهبری در هدایت کلان کشور و تعیین جهت مقابله با تهدیدها برای هواداران نظام، محور انسجام سیاسی و دفاعی محسوب میشود.
آنچه برای دشمن اهمیت دارد، شکستن همین پیوند است؛ پیوند میان جامعه، امنیت ملی و ساختار دفاعی کشور.
اما حضور مستمر مردم در سنندج، دستکم در روایتهای منتشرشده از این تجمعها، تصویری متفاوت ارائه میکند؛ تصویری از جامعهای که میخواهد در شرایط بحرانی، نه میدان را واگذار کند و نه اجازه دهد بحران امنیتی به آشوب اجتماعی تبدیل شود.
۱۸۹ شب شاید فقط یک عدد به نظر برسد، اما وقتی این عدد به حضور مردم گره میخورد، معنای دیگری پیدا میکند.
سنندج شهری که در روزهای جنگ با نگرانیها و دشواریهای زندگی روزمره دستوپنجه نرم میکند، همچنان شاهد استمرار حضور بخشی از مردم در میدان آزادی است؛ حضوری که نشانه حمایت از کشور، وحدت و ایستادگی در برابر تهدیدها است.
شاید دشمن تصور کرده باشد با فشار اقتصادی میتواند مردم را از حاکمیت جدا کند؛ با جنگ نظامی میتواند اراده کشور را بشکند و با جنگ روانی میتواند جامعه را به آشوب بکشاند.
اما میدان، همیشه مطابق نقشه روی کاغذ پیش نمیرود. اینجا مردم هستند؛ در خیابانها، در خانوادهها، در محل کار و در کنار نیروهای مسلح.
و شاید مهمترین پیام ۱۸۹ شب میدانداری مردم کردستان همین باشد؛ اینکه قدرت یک کشور فقط در پادگانها و سامانههای دفاعی خلاصه نمیشود. گاهی قدرت واقعی، مردمی هستند که در سختترین روزها تصمیم میگیرند ایران را تنها نگذارند.
اگر جنگ به دنبال خالی کردن میدان باشد، حضور مردم تمام معادله را تغییر میدهد؛ و اگر دشمن رؤیای آشوب در سر داشته باشد، این رؤیا تنها زمانی به واقعیت تبدیل میشود که جامعه میدان را رها کند.
کردستان اما هنوز در میدان است؛ و ۱۸۹ شب حضور، روایتی است از شهری که میگوید در روزهای سخت، ایران تنها نیست.
محله میرزایی در ورامین جزو معدود محله های این شهره که از شب اول تا امروز بدون حتی یک روز تعطیل در میدان بوده. افرادی بودن که روزای اول اومدن و به مرور قطع کردن اما تعداد زیادی از مردان و زنان هرشب در میدان هستن پیرمردان و پیرزنانی که با کمر درد و پادرد هرشب در میدان هستن و باعث شرمندگی ما میشن
آسفالت بیش از ۲۶ هزار مترمربع از معابر
عدالت پشت دیوارهای زندان/رسیدگی به مطالبات مددجویان در روز تعطیل