تنها سرنخ «رویا» برای یافتن مادر گمشدهاش پساز ۳۶ سال
دو آزمایش دیانای، دو پاسخ منفی و جستوجویی که هنوز به پایان نرسیده است؛ حالا یک گردنبند قدیمی، تنها نشانه رؤیا از گذشتهای است که شاید خانوادهای در گوشهای از این سرزمین هنوز آن را به خاطر داشته باشد.
به گزارش پایگاه خبری آوانا خبر به نقل از خبرگزاری فارس استان کردستان؛
دو آزمایش دیانای، دو پاسخ منفی و جستوجویی که هنوز به پایان نرسیده است؛ حالا یک گردنبند قدیمی، تنها نشانه رؤیا از گذشتهای است که شاید خانوادهای در گوشهای از این سرزمین هنوز آن را به خاطر داشته باشد.
به گزارش خبرگزاری فارس از سنندج؛ باز هم همان مسیر، همان راهروها و همان انتظار آشنا... همان مسیری که رؤیا طی روزهای گذشته بارها با امید و اضطراب در آن قدم گذاشته است.
قرار است این بار نتیجه آزمایش دیانای رؤیا و خانواده دوم هستی از آلمان را از دکتر پولادوند بشنویم؛ خانوادهای که پس از انتشار گزارش «کسی مادر رؤیا را میشناسد؟» به امید یافتن نشانی از عزیز گمشدهشان به این ماجرا پیوستند.
آزمایشگاه شلوغ است، اما این بار نگاهها به رؤیا بیشتر از دفعات قبل جلب میشود. چند نفر با کنجکاوی نگاهش میکنند و یکیدو نفر آرام از هم میپرسند: «این همان دختری نیست که فیلمش در فضای مجازی منتشر شده و دنبال خانواده واقعیاش میگردد؟»
رؤیا هم متوجه نگاهها و پچپچها شده است. با کنجکاوی میخواهد بداند چه میگویند و آیا کسی نشانی از قصه او شنیده است یا نه. حالا ماجرای دختری که ۳۶ سال پیش از خانوادهاش جدا شده، از محدوده یک آزمایشگاه فراتر رفته و به قصهای تبدیل شده که آدمهای بیشتری آن را دنبال میکنند.
پس از ساعتی انتظار، سرانجام وارد اتاق دکتر پولادوند میشویم. اگرچه پیشتر نتیجه آزمایش رؤیا و خانواده کاک حسن سردشتی مشخص شده و پاسخ آن آزمایش نیز منفی بود، اما این بار آقای کریمی، نماینده خانواده دوم، به اصرار اعضای خانواده آمده است تا نتیجه آزمایش را از نزدیک بشنود.
چند لحظه سکوت و انتظار، نگاههایی که میان حاضران ردوبدل میشود و سرانجام پاسخ دکتر؛ نتیجه آزمایش نیز این بار منفی است.
دکتر پولادوند دلایل علمی این نتیجه را بهطور کامل توضیح میدهد تا هیچ ابهامی درباره پاسخ آزمایش باقی نماند. رؤیا نسبت خانوادگی مورد انتظار را با این خانواده ندارد؛ دومین احتمالی که میتوانست پس از ۳۶ سال گرهی از قصه زندگیاش باز کند، به نتیجه نرسیده است.
پیش از این، خانواده کاک حسن از سردشت با این امید که شاید رؤیا همان خواهر گمشدهشان باشد، برای انجام آزمایش دیانای به میدان آمده بودند؛ خانوادهای که سالها چشمانتظار پیدا شدن عزیزشان بودند، اما نتیجه آزمایش، این احتمال را تأیید نکرد.
حالا دومین خانواده نیز پاسخ منفی گرفته است. دو خانواده، دو بار امید بستن و دو بار روبهرو شدن با نتیجهای که انتظارش را نداشتند.
اما این پاسخها به معنای پایان جستوجوی رؤیا نیست. او همچنان به دنبال هویت واقعی خود است؛ دختری که ۳۶ سال پیش ناپدید شد و هنوز نمیداند در کدام نقطه از این سرزمین، مادری چشمانتظار شنیدن خبری از اوست.
در کنار پیگیری آزمایشهای دیانای، مسیرهای دیگری هم برای یافتن گذشته رؤیا دنبال شده است. با همراهی دادگستری شهرستان، پروندههای مربوط به سرپرستیهای سالهای ۱۳۶۹ و ۱۳۷۰ بررسی شد؛ شاید در میان اسناد و مدارک آن سالها، نامی، نشانی یا سرنخی پیدا شود که به روزهای نخست زندگی رؤیا برسد.
اما بررسی این پروندهها نیز تاکنون نتیجهای نداشته و هیچ نشانه تازهای از هویت یا خانواده اصلی او به دست نیامده است.
هر پروندهای که ورق میخورد و هر سرنخی که به بنبست میرسد، پرسش اصلی همچنان پابرجاست: رؤیا در سال ۱۳۶۹ از کجا آمده و خانوادهای که روزی چشمانتظار او بوده، امروز کجاست؟
در میان همه این جستوجوها، حالا یک نشانه قدیمی بیش از هر چیز به چشم میآید؛ گردنبندی که خانواده پدرخوانده رؤیا در اختیارش گذاشتهاند؛ یادگاری کوچکی که شاید بتواند راهی به گذشته باز کند.
این گردنبند برای رؤیا تنها یک زیور قدیمی نیست؛ نشانهای از روزهایی است که خودش چیزی از آنها به خاطر ندارد، اما پاسخ بسیاری از پرسشهای زندگیاش شاید در همان روزها پنهان شده باشد.
شاید کسی این گردنبند را بشناسد، شاید مادری که در سال ۱۳۶۹ کودکش را از دست داده، با دیدن آن به خاطرهای دور برگردد؛ شاید هم فردی از خانوادهای که سالها در جستوجوی فرزندش بوده، بتواند نشانی از آن به ما بدهد.
فعلاً این گردنبند تنها سرنخ تازهای است که در دست داریم؛ سرنخی کوچک با امیدی بزرگ.
قصه رؤیا با دو جواب منفی متوقف نمیشود. نه نتیجه آزمایش خانواده کاک حسن و نه پاسخ آزمایش خانواده دوم، نتوانستهاند هویت واقعی او را روشن کنند. پروندههای سرپرستی نیز تاکنون نشانی تازهای به دست ندادهاند؛ اما هنوز همه راهها به پایان نرسیده است.
پشت این جستوجو، زندگی زنی قرار دارد که ۳۶ سال از گذشتهاش را نمیشناسد؛ زنی که میخواهد بداند از کجا آمده، خانواده واقعیاش چه کسانی هستند و آیا هنوز کسی هست که چشمانتظار بازگشت او باشد؟
شاید پاسخ این پرسشها در یک سند قدیمی، یک خاطره فراموششده یا حتی در شناختن همان گردنبند پنهان شده باشد.
وقتی درهای آزمایشگاه پشت سرمان بسته میشود، رؤیا هنوز همان دختر جستوجوگری است که با هزاران سؤال بیپاسخ به زندگیاش ادامه میدهد. دو خانواده را آزمودیم، پروندههای سالهای دور را ورق زدیم و از میان اسناد قدیمی هم نشانی پیدا نکردیم؛ اما هنوز یک نشانه باقی مانده است: گردنبندی قدیمی که شاید برای کسی آشنا باشد.
شاید مادری با دیدن آن، خاطرهای ۳۶ ساله را به یاد بیاورد؛ شاید کسی در میان آلبومهای قدیمیاش عکسی مشابه یا نشانی از آن داشته باشد. گاهی سرنوشت آدمها به باریکی یک رشته و کوچکی یک یادگاری گره میخورد.
رؤیا هنوز منتظر است؛ منتظر یک تماس، یک نشانی، یک خاطره یا حتی یک آشنایی ساده با همین گردنبند. شاید پاسخ سالها جستوجو نه در آزمایشگاه، که در حافظه کسی پنهان شده باشد که هنوز نمیداند میتواند پایان انتظار یک دختر را رقم بزند.
اگر این گردنبند را میشناسید یا از ماجرای دختری که در سال ۱۳۶۹ از خانوادهاش جدا شده اطلاعی دارید، شاید شما همان حلقه گمشده این جستوجو باشید.
شاید این گزارش یک مادر را به دختر ۳۶ سالهاش برساند؛ رویا ۳۶ سال منتظر یک نشانی است، کودک خردسالی که از بهزیستی سنندج سر از خانهای در تهران درآورد، رویا امروز مادر ۲ فرزند است اما هنوز دنبال مادرش میگردد آیا کسی هویت واقعی رویا را میشناسد؟ (در این تصویر رویا در آغوش مادربزرگ ناتنی خود است)
رؤیا فرشته نبود؛ قصه ۳۶ سال چشمانتظاری به آخر نرسید
پس از چند روز امید و اضطراب، جواب آزمایش دیانای رویا آمد؛ رؤیا فرشته گمشده خانواده کاک حسن سردشتی نبود و امید ۳۶ ساله آنها رنگ باخت، حالا چشمها به پاسخ آزمایش خانواده دیگر دوخته شده است؛ پاسخی که شاید سرنخی تازه در زندگی رؤیا باشد.
تمدید مهلت ارائه اظهارنامه و اولویت با مودیان خرد در کردستان
مردمانی که روزگارشان با «درختان گردو» میگذرد